مهارت های زندگی

شناخت و مقابله با اعتیاد عاطفی

اریک فروم می‌گوید : ” انسان از لحظه‌ای که به دنیا می آید تا آن دمی که از جهان می رود ، هر کاری که می کند در جهت رفع احساس تنهایی اش است. عشق می ورزد تا عشق دریافت کند. میهمانی می دهد تا مدح و ثنا ، دست و پا کند. در جمع حضور پیدا می کند ، زیرا از تنهایی وحشت دارد . با سلیقه ، عقیده و باورهایش عاشق می شود ، بدون این‌که بداند ناخودآگاه به چه راهی کشیده شده است. ممکن است فاکتوری منفعت‌طلبی و احساس مالکیت را در دوستی ها به فراموشی بسپاریم و اگر چنین اتفاقی افتاد اگر به این درجه از رشد و شکوفایی عقلی و احساسی رسیدیم میتوان گفت :

  • بر عزت نفسمان افزوده شده و در نتیجه احترام به خودمان زیادتر شده است.
  • به وحدت وجود می رسیم ، یعنی با دوست داشتن هویت شخصی خود را از دست نمی دهیم.

عاشق اجازه رشد ،‌ بالندگی و شکوفایی را به طرف مقابلش می دهد ، یعنی به عنوان پشتیبانی استوار تلاش می‌کند که معشوق به توانمندی درونی برسد ، زیرا می داند کسی که از درون توانمند شد ، قادر است به دیگران توانمندی ببخشد.
عاشقی که میل دارد معشوق به روش او تصمیم بگیرد ، کماکان درگیر ”من“ خودش است و حس مالکیت را نسبت به معشوق خویش دارد و سعی در تغییر طرف مقابل خود را دارد. ”عشق و عاطفه به هیچ وجه نمی تواند جایگزین هویت انسانی شود.“ یعنی شما ضمن این‌که شخصی را دوست دارید ، هویت خود را از دست نمی دهید.
از نظر روان‌شناسان اعتیاد عاطفی چیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدر یا اعتیاد به مشروبات الکلی است که شخص فقط به حکم نیاز به طرف او جذب می شود. . پس فقر معنوی در عاشق باعث می شود که به شدت به معشوق وابسته شده و در خیلی از موارد آویزان او شود و اگر به دلایلی رابطه‌اش قطع یا تضعیف شود معتاد عاطفی دچار چالش‌های شدیدی می شود و همانند معتادی که او را از مصرف مواد مخدر منع کرده‌اند ، در تب و تاب می افتد. عاشق واقعی نه کسی را استعمار می کند و نه مستعمره کسی می شود. کسی که استقلال رای و نظر دارد ،‌ نه مالک مطلق کسی می شود و نه احساس مالکیت بر دیگری دارد. اغلب کسانی که مایلند مستعمره نفرت‌انگیز دیگران بشوند باید در تفکر خود تجدیدنظر کرده و تلاش نمایند تا دوباره هویت انسانی خود را بازیابند. برای این‌که نتیجه‌گیری مختصری از این بحث بسیار پیچیده بگیریم.

توصیه برای رهایی از بند وابستگی احساسی
  • از تنهایی نهراسید

ترس از تنها ماندن یکی از دلایل اصلی وابستگی احساسی است. هرانسان کم و بیش از تنها ماندن می ترسد. آدمی همیشه به دنبال تعامل و ایجاد ارتباط با دیگران و داشتن سرگرمی و تنوع است ، زیرا او از رو به رو شدن با خوشیتن خود در تنهایی  واهمه دارد.

  • ماهیت واقعی خود را کشف کنید

اگر در زندگی خصوصی خود هدفمند هستید ، می توانید به رنج و درد حاصل از وابستگی عاطفی پایان دهید؛ زیرا درمی یابید که دیگر نیازی نیست در این مسیر ، کسی به شما اعتبار دهد. در این حالت ، شما انسانی هستید که به تنهایی برای خویش تصمیمات درستی می گیرید.

  • منبع وابستگی احساسی خود را طرد نکنید

هیچ مسئله ای را نمی توان با فرار کردن از آن حل کرد؛ بلکه تنها راه حل، اندیشیدن و انجام دادن آن است؛ بنابراین ترس هایتان را رها کنید و کنترل احساسات و زندگی تان را در دست بگیرید. در حقیقت ، بهترین راه حل ، رسیدگی واقعی به مشکل است.

  •  راه حل هایی برای وابستگی عاطفی

شما باید خود واقعی تان باشید و هدفی شخصی برای تحقق بخشیدن داشته باشید. هرگاه به این مرحله رسیدید ، بی شک از شر این مشکل رها می شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *