کودک

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان یکی از مهم‌ترین مهارت‌ هایی است که باید به کودکان آموخت . فرزند شما برای تبدیل شدن به فردی سالم و بالغ، نیازمند رشد و توسعه‌ی این مهارت ویژه است. تصمیم‌ گیری از آن رو اهمیت زیادی دارد که مسیر درست زندگی را به فرزند شما نشان می‌دهد. اما دلیلی برای نگرانی وجود ندارد، درصورت آموزش تصمیم‌ گیری صحیح به فرزندانتان، می‌توانید آسوده باشید که آنها در زندگی‌شان از مزایای با ارزش این مهارت بهره‌ خواهند برد.

زمانی که بچه ها مهارت های حل مسئله را نداشته باشند ممکن است از انجام و تلاش و تجربه هر کاری یا حتی حل و فصل مسائل امتناع و اجتناب کنند. برای مثال ، اگر بچه ای را هم سن و سالانش مورد تمسخر قرار دهند و وی نداند که چطور باید عکس العمل نشان دهد، ممکن است آن را هرگز ابراز و عنوان نکند، درعوض ممکن است به مرور از مدرسه زده شود، نمراتش افت کنند، یا حتی ممکن است از دل درد و سردرد شکایت کند.

به طور جدی با هم در خصوص مسائل و مشکلات بحث و گفت و گو کنید

در زندگی نقش الگوی مهارت های حل مسئله را بازی کنید تا به فرزندتان کمک کنید تا در شرایط زندگی واقعی چگونه باید عمل کند. برای مثال، اگر نامه ای از معلم فرزندتان دریافت کردید که در آن نوشته شده بود که عملکرد فرزندتان در ریاضی رضایت بخش نیست، فورا عصبانی نشوید و فرزندتان را از امتیازاتش محروم نکنید. درعوض، با او بنشینید و با بهره گیری از فرایند حل مسئله در خصوص مشکل بحث و گفتگو کنید.

زمانی که به بچه ها فرصت داده می شود تا پیامدها و عواقب طبیعی و معمول کار یا تصمیم شان را تجربه کنند، این امر می تواند یک استراتژی تربیتی موثر باشد که مهارت های حل مسئله را به آنها می آموزد. بروز و مواجهه با پیامدهای طبیعی بدین معنی است که شما به فرزندتان اجازه می دهید تا تصمیمی بگیرد و بعد با عواقب و پیامدهای منفی آن مواجه شود.

کارهایی که باید انجام دهیم که کودک مهارت را بیاموزد

  • به آنها اجازه دهیم خودشان برای برخی مسایلشان تصمیم بگیرند.
  • وقتی خودمان به عنوان والدین قصد داریم تصمیمی بگیریم، با دیگران مشورت کنیم تا کودکان نیز مشورت را یاد بگیرند.
  • وقتی تصمیمی را می گیریم مسئولیت آن را قبول کنیم و پیامدهای آن را بپذیریم.
  • دیگران را به خاطر تصمیمات خودمان سرزنش نکنیم.
  • تصمیم گیری های سالم کودک را، تشویق کنیم.

به کودکان توضیح دهیم که تصمیم ها خوب یا بد نیستند. بلکه ممکن است یک تصمیم جنبه های مثبت یا منفی داشته باشد. چیزی که مهم است، این است که قبل از تصمیم گیری کودک بتواند آگاهانه از نقاط مثبت و منفی تصمیمی که گرفته آگاهی پیدا کند و خودش را برای پیامدهای آن آماده کند.

وقتی حق انتخابی وجود ندارد چرایی آن را برای کودک توضیح دهید. در برخی موقعیت ها نظیر حفظ ایمنی کودک و یا برنامه های زمان بندی شده، حق تصمیم گیری وجود ندارد. رعایت مقررات در هنگام عبور از خیابان، عدم انجام اقدامات خطرناک نظیر شرکت در آتش بازی و ترک مدرسه در زمان مقرر نمونه ای از برنامه هایی است که جایی برای انتخاب و تصمیم گیری ندارد. به کودک توضیح دهید که چرا در این موقعیت ها حق انتخاب وجود ندارد و مردم باید از قوانین و برنامۀ زمانی معینی پیروی کنند. برای کودک روشن کنید که در این تصمیمات، اجزایی وجود دارد که او می تواند در مورد آن اجزا دست به انتخاب بزند و تصمیم گیری کند.

معمولاً بزرگترها به ویژه در فرهنگ ما به کودکانی که خود را درگیر تصمیم گیری می نمایند، برچسب «‌بچۀ پر رو» می زنند. آنها به اشتباه تصور می کنند، بچۀ مودب، بچه ای است که اجازه دهد بزرگترهایش برایش تصمیم بگیرند. چنین طرز فکری صد درصد غلط است. البته بزرگترها می توانند پیشنهاد دهند یا به کودک برای تصمیم گیری کمک کنند ولی آنها باید به کودک کمک کنندکه خودش بتواند مستقلاً تصمیم بگیرد. مادر و پدرها باید کمی نگران فرزندانی باشند که حتی توانایی ندارند در رستوران غذای مورد علاقه شان را انتخاب کنند و یا نمی دانند در کدام قسمت از ماشین بنشینند. بعضی از کودکان هستند که حتی نمی دانند باید با کدام مداد بنویسند و چه کتابی را بخوانند.

به بچه ها اجازه دهید خودشان تصمیم بگیرند. اگر نمی خواهید به آنها آزادی تام بدهید، برایشان تعدادی گزینه مشخص کنید و از آنها بخواهید از بین گزینه ها یکی را انتخاب کنند.

برخی والدین وقتی فرزندشان را در تصمیم گیری مردد می بینند، سعی می کنند خیلی زود به کمک او بروند. مثلاً ممکن است پدری بخواهد برای فرزندش یک اسباب بازی بخرد و وقتی ببیند که بچه نمی تواند از بین دو اسباب بازی یکی را انتخاب کند، خیلی سریع به او بگوید «خب هر دو را می خریم». این کار نیز کار اشتباهی است، زیرا اولاً چنین اتفاقی در انتخاب های مهم زندگی هیچ گاه رخ نمی دهد و ثانیاً بچه ها باید یاد بگیرند که انتخاب یک موقعیت، مساوی از دست دادن فرصت دیگری است. بنابراین لازم است آنها بدانند که گاهی ناگزیر به انتخاب هستند حتی اگر دو چیز را واقعاً بخواهند. در این موارد اگر والدین مدام به کمک آنها بشتابند بچه ها هیچ گاه تصمیم گیری و انتخاب کردن را نخواهند آموخت.

شاید هل دادن کودک به سمت تصمیم گیری اندکی دشوار به نظر رسد، اما باید سعی کنید که او را وادار به این کار کنید. چند لباس مختلف را پیش روی او قرار دهید و سپس سعی کنید که او را ناخودآگاه به تصمیم گیری وادارید. او می تواند هر کدام از لباس ها را که نمی پسندد به ترتیب از دور خارج کند تا به هدف موردنظر دست پیدا کند یا می تواند ویژگی های لباس مورد علاقه اش را مطرح کند تا از این طریق سریعتر به نتیجه پایانی نزدیک شود.

اگر قرار است به کودک تان حق تصمیم گیری بدهید، وظیفۀ شما این است که او را هدایت و راهنمایی کنید تا بتواند دو سوی تصمیمی را که گرفته ببیند و ارزیابی کند. اما وقتی او تصمیمش را گرفت دیگر به هیچ وجه حق ندارید از او انتقاد کنید. اگر مکرراً از او ایراد بگیرید و کارهایش را به چشم یک منتقد نگاه کنید، مسلماً اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و شما نیز از هدف اصلی خودتان که همان ایجاد اطمینان در تصمیم گیری است، دور خواهید شد.

زیر بار بهانه جویی های بچه هایی که پس از گرفتن یک تصمیم و عملی کردن آن اظهار پشیمانی می کنند نروید. برای مثال اگر کودک شما پس از انتخاب و خرید یک لباس پشیمان شد، برای عودت یا تعویض لباس از او حمایت نکنید. بلکه باید به او بیاموزید که مسئولیت تصمیم غلطش را در انتخاب لباس بپذیرد و آن لباس را بپوشد.

درمورد تصمیم گیری های ساده مانند انتخاب لباس و کفش و… تصمیم گیری را به خود بچه ها واگذار کنید. به خصوص درمورد بچه هایی که زیاد تردید می کنند و نمی توانند تصمیم بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *